مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

45

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

أشدق و كاروان حسينى جنبهء صورى داشت و مقصود از آن دور ساختن امام ( ع ) از مكّه و تنگ گرفتن بر وى در بيابان بود تا آنكه از پاى درآوردنش آسان گردد ! شيخ قرشى مىگويد : « هنوز امام ( ع ) اندكى از مكّه دور نشده بود كه گروهى از شرطه به فرماندهى يحيى بن سعيد ، از سوى والى مكّه ، عمرو بن سعيد ، آمدند تا امام ( ع ) را از سفر به عراق بازدارند . دو گروه با يكديگر به مبارزه پرداختند و شرطه از مقاومت در برابر حسين ( ع ) ناتوان ماندند . به باور ما اين رويارويى صورى بود ! امام ( ع ) در روز روشن و بدون آنكه با هيچ مقاومت در خور ذكرى رو به رو شود ، از مكّه بيرون آمد . . . مقصود از اعزام اين گروه نظامى دور ساختن امام ( ع ) از مكّه و تنگ گرفتن بر وى در بيابان بود . تا اين كه بشود به آسانى او را از ميان برد . دكتر عبدالمنعم ماجد با تأكيد بر اين مطلب مىنويسد : به اعتقاد ما ، والى يزيد در حجاز ، براى جلوگيرى از خروج امام حسين ( ع ) از مكّه به سوى كوفه ، تلاشى جدّى به خرج نداد . زيرا شمار بسيارى از شيعيان در دستگاه او بودند . شايد هم ارزيابى او اين بود كه از ميان بردن حسين ( ع ) در بيابان و دور از ياران آسان‌تر است ، و پس از آن نيز بنىهاشم يزيد را متهم مىساختند كه او مردانى را فرستاد تا با دسيسه امام را از مكّه خارج كنند . « 1 » شايد منشأ چنين اشتباهى امور زير بوده باشد : 1 - دكتر ماجد و به تبع او شيخ قرشى پنداشته‌اند كه أشدق در مكّه مكرّمه نيروى نظامى بزرگى در اختيار داشت ولى براى جلوگيرى از خروج امام ( ع ) تنها به فرستادن يك دسته از آنها بسنده كرد ، كه از مقاومت در برابر كاروان نسبتاً بزرگ حسينى در آن هنگام ناتوان ماند . اين امر براى ما روشن مىسازد كه تلاش براى جلوگيرى امام ( ع ) جدّى نبوده است . در نتيجه آنان چنين پنداشته‌اند كه مقصود حقيقى از اين تلاش ، دور ساختن امام ( ع ) از مكّه و تنگ گرفتن بر او در بيابان و در نتيجه از ميان بردن آسان وى بود . حقيقت - چنان كه پيش‌تر گفتيم - اين است كه شهرهاى مدينه و مكّه ، هر دو ، شهرهاى دينى بودند و واليان آنها جز به نيرويى محدود ، آن هم به منظور انجام كارهاى ادارى و

--> ( 1 ) - حياة الامام الحسين بن على ( ع ) ، ج 3 ، ص 54 - 55 .